اسپانیا کشوری که هرگز فکر نمیکردم به علت مسائل قومی و سیاسی رنگ موفقیت در فوتبال را ببیند اینبار به لطف وفور بازیکنان طراح و تکنیکی جام جهانی را فتح کرد. این قهرمانی اسپانیا و رنسانسی که نسل طلاییشان در فوتبال ایجاد کردند مسئلهای نیست که بتوان آن را کماهمیت قلمداد کرد. گلری فوق العاده کاسیاس، دفاع مستحکم پیکه، نفوذهای طلایی راموس، بازی تخریبی آلونسو، پاسهای بینقص ژاوی و گلهای ارزشمند ویا بدون شک ویژگیهایی هستند که از سایر ارکان قهرمانی این تیم پررنگترند. اتحاد بازیکنان رئالمادرید و بارسلونا برایم فوقالعاده عجیب بود.گمان میکردم حال که مردم اسپانیا فارغ از هرگونه تعصبات قومی به شادمانی میپردازند؛ بازیکنان نیز دست در دست دهم با پرچم اسپانیا دور افتخار بزنند اما باز هم زخم کهنه سر باز کرد و چندتن از بازیکنان بارسلونا به سردمداری کارلوس پویول با پرچم ایالت خودشان که ساز جدایی طلبی سر میدهد به پایکوبی مقابل دوربینهای تلویزیونی پرداختند. بحثی با این موضوع که واقعا حرفشان درست است یا غلط و نابجاست ندارم اما ای کاش پویول میفهمید این تیم ملی اسپانیاست که قهرمان شده نه باشگاه بارسلونا. این تیم اسپانیا باشگاه بارسلونا نبود که به این سبک برایش جشن بگیرند بلکه بارسلونای تقویت شده بود؛ اگر ایکر کاسیاس درون دروازه نبود هرگز این تیم قهرمان نمیشد و همینطور سایر بازیکنان غیربارسلونایی. حال قدر فرزاد کمانگر خودمان را میدانم که در این نکبت و خفقان پای ایران و اتحاد ایستاد و نه تجزیهطلبی. آن بازیکنی که در اوج دموکراسی با نوای تجزیهطلبی خود زخمی به پیکرهی سرمست هموطنانش وارد میکند بیشک جایی در قلب میلیونها اسپانیایی ندارد. ایکاش پویول هم از فرزاد که عزیز ایران شد و نه کردستان درس میگرفت و عزیز کل اسپانیا حتی جهان میشد و نه کاتالان. ای کاش پویول شاگرد کلاس فرزاد بود و از او درس همبستگی میآموخت که همانا تجزیه طلب برای من سرنوشتی همچون دیکتاتور دارد: مرگ بر دیکتاتور مرگ بر تجزیهطلب.
۱۳۸۹ تیر ۲۲, سهشنبه
از کاتالان تا کردستان، ایکاش پویول شاگرد کلاس فرزاد بود
۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه
18 تیر: مرگ بر اختاپوس، مرگ بر خرافات؛ مرگ بر محمودی احمدینژاد
13 خرداد بود و شب رسید. مناظرهای که همه برای شروعش لحظهشماری میکردند آغاز شد. میرحسین در یک طرف و احمدینژاد در سوی دیگر. ا.ن تا می توانست تازید، تازید و تازید و میرحسین سعهیصدر پیشه کرد و کلامی نگفت تا لحظهای که نوبت با مهندس شد و تایم آخر بود و دیگر زمانی برای پاسخگویی ا.ن نبود. موسوی چنان نطقی کرد که جملههای کلیدیاش تکیه کلام روزانهام شد و هنوز هم آن جملات ورد زبانم است. جملهی معروفش که کارد به استخوان رسیده تنها دلیل من شد برای نوشتن این متن و اینکه ای خدای بزرگ و متعال کارد به استخوانم رسیده که دارم اینها را مینویسم. من از دست تو گله دارم، من از تقدیری که تو برای نسل من رقم زدی گله دارم. دو دقیقه هرکاری داری بیخیال شو و یک لحظه به حرفام گوش کن. از یه چیز ساده شروع میکنم: من تیم ملی آلمانو دوست دارم. جام جهانی پیش میرفت و در جنگ کرکری میان دوستان پیروز بودیم. تا اینکه داستان این اختاپوس لعنتی اپیدمی پیدا کرد و بازی با اسپانیا رسید. میگفتند اختاپوس گفته تیمتون می بازه که باز کلام میرحسین به دادمون رسید: ما اومدیم به این دروغها و خرافهها پایان بدیمو و خط بطلان بکشیم. این جمله رو به اسپانیاییها میگفتیم و میخندیدیم. اما ای خدا بازهم تو خرافات رو بر منطق پیروز کردی همونجور که پارسال انتخابات رو باختیم. تو بازهم خرافات اختاپوس رو غالب کردی همونجور که خرافاتهای خامنهای و احمدینژاد رو بر این ملت غالب کردی. خدایا تو عادل نیستی نه تو فوتبال نه تو جامعه ایران! مگر تو غیاثالمستغیثین نیستی که به فریاد هر فریادکنندهای برسی مگر تو قاهرالعدو نیستی که بر دشمنان فائق بشی. پس چرا اوضاع اینطوره؟ فوتبالو بیخیال میشم اما ایرانو درست کن. امروز 18 تیره. تو نمیخوای به فریاد مظلومانه ی مظلومانی که اون روز فریاد ظلم ستیزی کشیدند توجه کنی؟ فریادی که هنوز هم ادامه داره. تو نمیخوای دشمنایی که خون ندا رو جاری کردن نابود کنی؟ تو نمیخوای تیشه به ریشهی اونایی که 40+24=64 بار به ترانه موسوی تجاوز کردن بزنی؟ تو نمیخوای عدالت رو واسه نسل من اجرا کنی که شد نسل سوخته. تو کی می خوای آزادی رو تو این مملکت آزاد کنی. خدایا پس تا به کی ما باید منتظر باشیم پاهای این هشتپای جمهوری اسلامی رو که به گردن ملت ایران تنیده شده قطع کنی؟ خدایا شاید از مبحث تقدیر اومدی بیرون و کار ما رو سپردی به جبر و اختیار. خدایا ما اختیار نمی خواهیم، ما نمیتونیم خرافات رو نابود کنیم. ما نمیتونیم 8پای حیوان رو انسان 2پا کنیم. ما نمیتونیم احمدینژاد و خامنهای رو ساقط کنیم یعنی نه اختیارشو داریم نه ارادشو. پس ما رو بسپر به جبر. اون جبر جمیلتو نازل کن. ما جهان سومی هستیم، دموکراسی و اختیار واسه ما محلی از اعراب ندارن، با ما با جبر برخورد کن و مرگ بر اختاپوس و مرگ بر خرافات و مرگ بر خامنه ای و احمدی نژادو تقدیر این بنده های بدبختت بکن.
اشتراک در:
پستها (Atom)