۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

از کاتالان تا کردستان، ایکاش پویول شاگرد کلاس فرزاد بود

اسپانیا کشوری که هرگز فکر نمی‏کردم به علت مسائل قومی و سیاسی رنگ موفقیت در فوتبال را ببیند اینبار به لطف وفور بازیکنان طراح و تکنیکی جام جهانی را فتح کرد. این قهرمانی اسپانیا و رنسانسی که نسل طلایی‏شان در فوتبال ایجاد کردند مسئله‏ای نیست که بتوان آن را کم‏اهمیت قلمداد کرد. گلری فوق العاده کاسیاس، دفاع مستحکم پیکه، نفوذهای طلایی راموس، بازی تخریبی آلونسو، پاس‏های بی‏نقص ژاوی و گل‏های ارزشمند ویا بدون شک ویژگی‏هایی هستند که از سایر ارکان قهرمانی این تیم پررنگترند. اتحاد بازیکنان رئال‏مادرید و بارسلونا برایم فوق‏العاده عجیب بود.گمان می‏کردم حال که مردم اسپانیا فارغ از هرگونه تعصبات قومی به شادمانی می‏پردازند؛ بازیکنان نیز دست در دست دهم با پرچم اسپانیا دور افتخار بزنند اما باز هم زخم کهنه سر باز کرد و چندتن از بازیکنان بارسلونا به سردمداری کارلوس پویول با پرچم ایالت خودشان که ساز جدایی طلبی سر می‏دهد به پایکوبی مقابل دوربین‏های تلویزیونی پرداختند. بحثی با این موضوع که واقعا حرفشان درست است یا غلط و نابجاست ندارم اما ای کاش پویول می‏فهمید این تیم ملی اسپانیاست که قهرمان شده نه باشگاه بارسلونا. این تیم اسپانیا باشگاه بارسلونا نبود که به این سبک برایش جشن بگیرند بلکه بارسلونای تقویت شده بود؛ اگر ایکر کاسیاس درون دروازه نبود هرگز این تیم قهرمان نمی‏شد و همینطور سایر بازیکنان غیربارسلونایی. حال قدر فرزاد کمانگر خودمان را می‏دانم که در این نکبت و خفقان پای ایران و اتحاد ایستاد و نه تجزیه‏طلبی. آن بازیکنی که در اوج دموکراسی با نوای تجزیه‏طلبی خود زخمی به پیکره‏ی سرمست هموطنانش وارد می‏کند بی‏شک جایی در قلب میلیون‏ها اسپانیایی ندارد. ای‏کاش پویول هم از فرزاد که عزیز ایران شد و نه کردستان درس می‏گرفت و عزیز کل اسپانیا حتی جهان می‏شد و نه کاتالان. ای کاش پویول شاگرد کلاس فرزاد بود و از او درس همبستگی می‏آموخت که همانا تجزیه طلب برای من سرنوشتی همچون دیکتاتور دارد: مرگ بر دیکتاتور مرگ بر تجزیه‏طلب. 

۱۳۸۹ تیر ۱۸, جمعه

18 تیر: مرگ بر اختاپوس، مرگ بر خرافات؛ مرگ بر محمودی احمدی‏نژاد

13 خرداد بود و شب رسید. مناظره‏ای که همه برای شروعش لحظه‏شماری می‏کردند آغاز شد. میرحسین در یک طرف و احمدی‏نژاد در سوی دیگر. ا.ن تا می توانست تازید، تازید و تازید و میرحسین سعه‏ی‏صدر پیشه کرد و کلامی نگفت تا لحظه‏ای که نوبت با مهندس شد و تایم آخر بود و دیگر زمانی برای پاسخگویی ا.ن نبود. موسوی چنان نطقی کرد که جمله‏های کلیدی‏اش تکیه کلام روزانه‏ام شد و هنوز هم آن جملات ورد زبانم است. جمله‏ی معروفش که کارد به استخوان رسیده تنها دلیل من شد برای نوشتن این متن و اینکه ای خدای بزرگ و متعال کارد به استخوانم رسیده که دارم اینها را می‏نویسم. من از دست تو گله دارم، من از تقدیری که تو برای نسل من رقم زدی گله دارم. دو دقیقه هرکاری داری بیخیال شو و یک لحظه به حرفام گوش کن. از یه چیز ساده شروع می‏کنم: من تیم ملی آلمانو دوست دارم. جام جهانی پیش می‏رفت و در جنگ کرکری میان دوستان پیروز بودیم. تا اینکه داستان این اختاپوس لعنتی اپیدمی پیدا کرد و بازی با اسپانیا رسید. می‏گفتند اختاپوس گفته تیمتون می بازه که باز کلام میرحسین به دادمون رسید: ما اومدیم به این دروغ‏ها و خرافه‏ها پایان بدیمو و خط بطلان بکشیم. این جمله رو به اسپانیایی‏ها می‏گفتیم و می‏خندیدیم. اما ای خدا بازهم تو خرافات رو بر منطق پیروز کردی همونجور که پارسال انتخابات رو باختیم. تو بازهم خرافات اختاپوس رو غالب کردی همونجور که خرافاتهای خامنه‏ای و احمدی‏نژاد رو بر این ملت غالب کردی. خدایا تو عادل نیستی نه تو فوتبال نه تو جامعه ایران! مگر تو غیاث‏المستغیثین نیستی که به فریاد هر فریادکننده‏ای برسی مگر تو قاهرالعدو نیستی که بر دشمنان فائق بشی. پس چرا اوضاع اینطوره؟ فوتبالو بیخیال می‏شم اما ایرانو درست کن. امروز 18 تیره. تو نمیخوای به فریاد مظلومانه ی مظلومانی که اون روز فریاد ظلم ستیزی کشیدند توجه کنی؟ فریادی که هنوز هم ادامه داره. تو نمیخوای دشمنایی که خون ندا رو جاری کردن نابود کنی؟ تو نمی‏خوای تیشه به ریشه‏ی اونایی که 40+24=64 بار به ترانه موسوی تجاوز کردن بزنی؟ تو نمیخوای عدالت رو واسه نسل من اجرا کنی که شد نسل سوخته. تو کی می خوای آزادی رو تو این مملکت آزاد کنی. خدایا پس تا به کی ما باید منتظر باشیم پاهای این هشت‏پای جمهوری اسلامی رو که به گردن ملت ایران تنیده شده قطع کنی؟ خدایا شاید از مبحث تقدیر اومدی بیرون و کار ما رو سپردی به جبر و اختیار. خدایا ما اختیار نمی خواهیم، ما نمیتونیم خرافات رو نابود کنیم. ما نمیتونیم 8پای حیوان رو انسان 2پا کنیم. ما نمیتونیم احمدی‏نژاد و خامنه‏ای رو ساقط کنیم یعنی نه اختیارشو داریم نه ارادشو. پس ما رو بسپر به جبر. اون جبر جمیلتو نازل کن. ما جهان سومی هستیم، دموکراسی و اختیار واسه ما محلی از اعراب ندارن، با ما با جبر برخورد کن و مرگ بر اختاپوس و مرگ بر خرافات و مرگ بر خامنه ای و احمدی نژادو تقدیر این بنده های بدبختت بکن.