
همیشه از تختی به عنوان فردی یاد می شود که در گیرودار مسائل مختلف همراه با ملت بود و زور و زر قدرت هیچگاه او را از اهداف والای انسانی اش دور نکرد. اگر بخواهم در عصر حاضر تنها یکی را با او قیاس کنم که بعدها در حافظه تاریخی ملت جاودانه بماند جز علی کریمی کسی را نمی توان نام برد. بازیکن سبزی که در اوج التهاب انتخابات با مچبند سبز در بازی فینال راهیابی ایران به جام جهانی سایر هم تیمی هایش را همگام خود کرد. از فدراسیون فوتبال و مدیریت انتصابی پرسپولیس بارها انتقاد کرد و تمام عواقب آن را به جان خرید. به عیادت فوتسالیست بیمار رفت و هزینه های درمانی او را پرداخت و هزاران کار ناگفته ی دیگر را کرد که دیگران نه تنها آن ها را نکردند بلکه پا روی اعتقادات هواداران خویش گذاشتند. بدون شک حسین رضازاده آن ناپهلوان دوپینگی را فراموش نمی کنیم که حامی کودتا شد و برای رضایت ولایت به هر رذالتی تن داد. از حمید سوریان هم انتظاری نیست! مرعوب قدرت شدن تنها جرم او نیست. او مدالی را هدیه به کودتا کرد که مدال یک ملت بود. ملتی که می خواست از او اسطوره ای چون تختی در ذهن خود بسازد اما او تمام این آرزوها را با چیزی فاجعه آمیزتر از خودفروشی به باد داد... ما یک اسطوره می خواهیم، ما یک سبز همرنگ مردم می خواهیم. ای سرباز وطن تو جاودانه ترین نام در کتاب تاریخ منی چه در تیم ملی من باشی چه نه.